بایگانیِ اکتبر, 2013

sevomin-polisفلن اوبراین نویسنده معاصر ایرلندی و از پیشگامان ادبیات مدرن این کشور به‌حساب می‌آید. بسیاری وی را به عنوان مثلث طلایی ادبیات این کشور به‌شمار می‌آورند و در کنار دو قطب ادبیات اروپا و جهان، ساموئل بکت و جیمز جویس قرار می‌دهند. تا پیش از ترجمه این کتاب این نویسنده در ایران شناخته شده نبوده و این کتاب اولین ترجمه از آثار او به‌شمار می‌آید و این موضوع زمانی عجیب می‌شود که می‌بینیم دو نویسنده‌ی دیگر ایرلندی به خوبی شناخته شده‌اند و مهم‌ترین آثارشان به فارسی ترجمه شده است.

فلن اوبراین یکی از چند اسم مستعاری‌ست که برایان اونولان برای خود انتخاب کرده و داستان‌هایش را با آن نام منتشر کرده است. او متولد سال 1911 و در شهر استاربن می‌باشد. شیوه‌ی طنازی او در کلام از همان دوران دانشگاه و در اولین نوشته‌های او به چشم می‌خورد و همین موضوع از وی چهره‌ی منحصر به فرد ساخته است. او در سال 1929 به دانشگاه می‌رود و در سال 1935 به استخدام ارتش ایرلند درمی‌آید و تا سال 1953 –به هنگام بازنشستگی- در این شغل باقی می‌ماند.

فانتزی آثار اونولان –اوبراین- همیشه برای او دردسرهای زیادی را به همراه داشته و از آنجایی که او از پیشگامان سبک متافیکشن در ادبیات داستانی اروپا و جهان به‌شمار می‌آید کارهایش در ابتدا مورد بی‌مهری ناشران قرار می‌گیرد. کتاب اول او با نام At Swim-Two-Bird  ابتدا با مخالفت ناشران مواجه می‌شود ولی سپس با پادرمیانی گراهام گرین که آن دوره بررسی کتاب‌های نشر لانگمن بوده کتاب چاپ می‌شود و برخلاف انتظار ناشران با استقبال بی‌نظیری از طرف مخاطب‌ها و منتقدین روبه‌رو می‌شود. این کتاب با وجودی فضای غریب و نویی که داشته می‌تواند به سادگی در دل مخاطبان عام نیز جا باز کند. این کتاب با استقبال بسیار زیاد دو قطب ادبیات ایرلند، جیمز جویس و سامئل بکت قرار می‌گیرد. گفته شده این کتاب آخرین کتابی بوده که جویس با ذره بین –به علت از دست دادن بینایی‌اش- خوانده و بسیار از آن تعریف کرده.

دومین اثر اونولان –اوبراین- کتاب «سومین پلیس» است. در این کتاب او بیشتر از پیش بر خصیصه‌های خاص نوشتاری‌اش مانند طنز و فضای فانتزی و همچنین استفاده‌های بدیع از زبان و خلق شخصیت‌های عجیب پافشاری می‌کند. به همین دلیل و با وجود استقبال خوبی که از کتاب اول او صورت گرفته بود و پادرکیانی بسیاری از نویسندگان بزرگ آن دوره این کتاب توسط هیچ ناشری مورد قبول واقع نمی‌شود. ناشران در کتاب اول از او خواسته بودند که از میزان فانتزی داستان‌هایش بکاهد و او توجهی به این موضوع نمی‌کند و همین باعث غضب ناشران می‌شود. او پس از این اتفاق به قدری ناراحت می‌شود که به همه می‌گوید که وقتی با قطار مسافرت می‌کرده پنجره کوپه‌اش باز مانده و دست‌نوشته‌های رمان از پنجره بیرون رفته ولی در حقیقت کتاب را در زیر تخت‌خواب خود قایم می‌کند.

او پس از این سرخوردگی و شکست به مدت بیست سال هیچ رمانی نمی‌نویسد و تنها با اسم‌های مستعار بسیاری در روزنامه‌ها و مجلات یادداشت منتشر می‌کند. پس از این سکوت طولانی بیست ساله او سه رمان می‌نویسد با نام‌های: دهان گرسنه، زندگی سخت –این کتاب به‌قدری مورد استقبال قرار می‌گیرد که چاپ اول آن در کمتر از چهل و هشت ساعت تمام می‌شود!-  و آرشیو دالکی.

 «سومین پلیس» داستانی تو در تو و پیچیده دارد. شخصیت‌های داستان هر لحظه عجیب‌تر و فانتزی‌تر از قبل می‌شوند. دامنه خلاقیت این نویسنده تا جایی‌ست که گفته می‌شود طرح اصلی سریال محبوب و پرمخاطب Lost از روی این کتاب برداشته شده است.

رمان با یک قتل شروع می‌شود، قتلی که به‌خاطر یک دزدی روی می‌دهد و همین موضوع شروع کننده‌ی یک داستان پر پیچ خم از زندگی شخصیتی‌ست که برای پیدا کردن حقیقت به هر جایی کشیده می‌شود. او در این مسیر سراغ دو پلیس می‌رود که هر کدام داستان‌های خاص خود و پیچیدگی‌ها و شگفتگی‌های خاصی دارند. آن‌ها کلید حل معمای نهایی را در دست پلیس سوم می‌دانند. پلیسی که هیچ‌کس او را به سادگی نمی‌تواند پیدا کند و در نهایت راوی دفتر کار او داخل دیوار یک ساختمان پیدا می‌کند. پلیسی که آنقدر چاق است که به زور در دفترش که مخفیگاهی داخل یک دیوار است جا می‌شود. او راوی را به درون دنیایی عجیب می برد. جایی که نه زمان معنا دارد و نه مکانیت خاصی پیدا کرده است.

Sisters Brothers-Cپاتریک دوویت Patrick deWitt  در سال 1975 در ونکوور کانادا متولد شد و مدتی هم در کالیفرنیا و واشنگتن سکنی گزید. او هم اکنون به همراه همسر و پسرش در اورگون زندگی می‌کند. دوویت تا به امروز دو رمان نوشته است با نام‌های «استحمام: یادداشت‌هایی برای یک رمان» (2009) و «برادرانِ سیسترز» (2011). او کتابِ دیگری هم دارد به نامِ «از خودت پذیرایی کن، از خودت پذیرایی کن» که رمان نیست و همان‌طور که در وب‌سایت شخصی او آمده است «کتاب کوچکی است از نوشته‌های اتفاقی و توصیه‌های مضر» که پیش از چاپ رمان‌هایش منتشر شده است. خلاقیت و قدرتِ این نویسنده، به سرعت او را به نویسنده‌ای موفق و پرمخاطب تبدیل کرد؛ به طوری که کپی‌رایت ساخت فیلمی از رمان برادران سیسترز به سرعت فروخته شد. این کتاب جوایز ادبی اصلی کانادا را دریافت کرد و نامزد دریافت جایزه بوکر شد و تقریبا در تمام فهرست‌های بهترین‌های سال حضور داشت و در آمریکا و کانادا جز پرفروش‌ترین کتاب‌ها بود و هنوز هم هست.

پاتریک دوویت علاوه بر نوشتن رمان، فیلم‌نامه نویس هم هست و فیلم‌نامه‌ی تِری را در سال (2011) نوشت.

***

کتاب برادران سیسترز داستان دو برادر است که از ارگون به کالیفرنیا سفر می‌کنند. چارلی و ایلای.  شغل آن‌ها آدمکشی‌ست. زیر دست مرد قدرتمندی به نام ناخدا کار می‌کنند و ماموریت کنونی آنها کشتن مرد نیمه‌دانشمندی به نام هرمن کرمیت وارم است. این دو برادر برای سفر به کالیفرنیا از مکان‌های گوناگونی عبور می‌کنند. یکی از این مکان‌ها کلبه‌ی پیرزن جادوگری است که آنها را برای خواب به کلبه راه می‌دهد. پیرزن به خاطر درگیری‌های لفظی که بین او و چارلی –برادری که کله‌شق‌تر است-. بوجود می‌آید چارلی را طلسم می‌کند و لی آن‌دو زیاد این مسئله را جدی نمی‌گیرند. در منزلگاه‌های شبانه‌ای که چارلی و ایلای هرشب در آنجا اطراق می‌کنند، هر دفعه اتفاقات جالب و عجیب و غریبی رخ می‌دهد. پیش از رسیدن به کالیفرنیا ایلای دوبار عاشق می‌شود ولی به خاطرِ شغل‌اش که آدم‌کشی است و می‌بایست دائم در سفر باشد، معشوقه‌های‌اش را رها می‌کند. او دل‌بستگی عجیب و غریبی هم به اسب‌اش دارد. اسبی که زخمی و بیمار شده و درنهایت ناچار می‌شوند او را بکشند. آنها به کالیفرنیا می‌رسند و پس از ملاقات با هرمن کرمیت وارم و خواندن دست‌نوشته‌های همکارشان موریس –که با وارم کار می‌کند- برنامه آنها تغییر می‌کند و سویه‌ای دیگر به خود می‌گیرد. آنها متوجه می‌شوند که ناخدا در تمام این سال‌ها آن دو را فریب می‌داده و کینه‌ی زیادی از او به دل می‌گیرند. وارم فرمولی شیمیایی دارد که بر اساس آن آب رودخانه به طلا تبدیل می‌شود. اسیدی که وارم می‌سازد و درون رود می‌ریزد آن‌قدر قوی است که خودِ وارم را می‌کشد و باعث می‌شود که چارلی یک دست‌اش را از دست بدهد. در نهایت هم طلاها و هم پولِ بسیار زیادی که آن‌دو در مکانی مخفی کرده بودند از دست می‌رود و آن‌ها با دستی خالی به خانه‌ی پدر و مادرشان باز می‌گردند. ایلای از این اتفاق بسیار خوش‌حال است چون او ذاتاً یک آدمکش نیست و به خاطر همراهی با برادر به این کار تن داده است.

وقایع رمان در سال 1851 اتفاق می‌افتد و راویِ کتاب ایلای است، همان برادر آرام و درون‌گرا. شکل روایت خطی است و وقایع به ترتیب پشت هم اتفاق می‌افتند و همین باعث سرراستی و خوشخوان شدن رمان شده است. در واقع چارلی و ایلای گویی یک روح هستند که در دو کالبد دمیده شده‌اند. همیشه و همه‌جا در کنار هم‌اند و خصوصیات متضاد آن‌ها باعثِ کامل شدن شخصیت‌شان می‌شود. ایلای به مثابه فکر و ذهن است و چارلی عمل‌کننده. زیرا چارلی شخصیتی کاماً برون‌گرا دارد و زیاد اهل فکر کردن و تصمیم گرفتن نیست و به یک‌باره هرچه تصور کند درست است را انجام می‌دهد

رمان برادران سیسترز، رمانی است وسترن که اگرچه در ابتدا کمدی و بسیار خنده‌دار به نظر می‌رسد ولی در ادامه تبدیل به طنزی سیاه می‌شود و خشونت زیاد رمان و تلخیِ آن خواننده را به تفکر وامی‌دارد. این دو شخصیت در دنیایی نا امن رها شده‌اند. آنها اغلب با دیگران، وحتی با خود، با خشونت و ظلم بسیار زیادی رفتار می‌کنند. اما طنزهای کلامی و موقعیت، که در جای جای رمان وجود دارد، اجازه نمی‌دهد که این کتاب به اثری یک‌پارچه تلخ و سیاه تبدیل شود. بسیاری از منتقدان آمریکایی این کتاب را با فیلمِ پالپ‌فیکشن (تارانتینو) مقایسه کرده‌اند و از شباهت‌های زیاد بین این دو اثر گفته‌اند که البته خودِ نویسنده هم با این حرف کاملاً موافق است.

این کتاب در سال 2011 نامزد جایزه‌ی بوکر شد و همین اتفاق بود که اسم نویسنده را بر سر زبان‌ها انداخت. منتقدین پیش‌بینی می‌کنند که دوویت نویسنده‌ای بسیار قدرت‌مند خواهد شد و در لیستِ بهترین‌های آمریکا قرار خواهد گرفت.